![]() |
![]() |
|
| علم حق و عدالت نتیجه ی طولِ تاریخِ بشریت و ثمره ی زمان است |
|
این وبلاگ فیلتر شده و برای مطالعه اعلامیه ها و اطلاعیه های سازمان علم حق و عدالت میتوانید فقط یک ( i ) (آی) را به این آدرس اضافه کنید و خواننده وبلاگ جدید باشید . ضمنا در وبلاگ جدید آخرین ورژن نرم افزار فیلتر شکن اولتراسورف download ultra surf 9.6 در قسمت پیوندهای وبلاگ جدید موجود می باشد میتوانید آنرا دانلود کنید .
تقدیم به همه انسانهای آزاده http://www.yegane-najii.blogfa.com توسط جاهليني فيلتر شده كه فكر ميكنند ميتوانند جلوي حركت حق و عدالت را بگيرند و يا لحظه اي اين حركت را متوقف كنند !! ..... گر همگان با تمامي ذرات وجودشان چه در موجودات جان و چه جهان نيمه جان هرگز قادر به ايستادگي در برابر حركت (( حق و عدالت ))نبوده و نيستند زيــــرا كه اين راه به پر تواني فَراباز راه انساني است، |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
آيا راه حل اينست؟ آيا پنـد تاريخ چنين است؟ آيا به سرگرم شدگانِ انسـانى و بساده زبانى، ميتوان راه را گفت؟ چطور و چگونه بايد حقايق را گفت و پذيرفت؟ مسلماً ايرانِ آزاد شده از دستِ رژيم پليد آخوندهاى شيطان، پس از بيرون آمدن از شرايط حال، بقاء پيدا مىنمايد و سازمان عَلَمِ حق و عدالت، از حال با برنامههاى دقيق و اهداف معلوم شده و با حفظ و هماهنگى و با هنجارِ وحدت و با حفظِ نظراتِ حق، راه روشن را طى مىنمايد |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
خطاب به زنان و دختراني است كه آزادي و آزادگي و فضيلت را همپاي مردان دلير و شجاع طي كرده و جهان را به وجود خود آراسته اند. زنان نيمي از پيكر اجتماع را تشكيل ميدهند و همانطور كه گفته اند نخستين اپراي زندگاني انسانها دامان زنان ميباشد. بنابراين مسئوليت بس بزرگي بعهده شما زنان ميباشد . براي اينكه در آينده كشورمان جهت نيل به آرمانهاي بشري آماده تر گردد ، زنان بايد اطلاعات كافي در مورد علم و دانش و... داشته باشند. زيرا با تمام وجود احساس ميشود كه اجتماع امروز ما بيشتر از هر زمان به واقعيات و ارزش نيروهاي انساني و به همبستگي احتياج دارد. امروزه ما در دنيايي به سر ميبريم كه انديشه توانا و پيدايش گر بشري اعماق درياها و آسمانها را تسخير كرده و به بسياري مشكلات و اسرار آفرينش پي برده است. زنان و مردان همپاي يكديگر ارزش واقعي خود را با نيروي انديشه و تفكر و ميزان دانش به ثبوت رسانيده و بسياري از علوم را تغيير داده و فرضيه ها و نظرياتي جديد عرضه داشته اند. بنابراين لازم است زنان و دختران كشورمان مانند ديگر زنان بزرگ دنيا همزمان پيش روند. زيرا دنياي امروز سستي و تنبلي و كاهلي و يا ضعف و زبوني را به هيچ وجه نمي پذيرد... روزگاري بود كه زنان موجوداتي بي دفاع و لطيف بودند. عزيزترين يار آنها زر و زيور بود ،آندوره سپري گشته و با توجه به برابري و مساواتي كه در همه شئون براي آنان قائل شده اند، زنان موظفند كه در هر موردي پا به پاي مردان در سخت ترين موارد گام بردارند زنان ايران بايد بدانند هر زمان كه اراده نمايند ميتوانند سر آمد و منشا اثر باشند. آرزو ميكنيم كه زنان با نيروي انديشه و آرمان راستين و با توجه به دانش جهان امروز بتوانند خود را به جامعه باز شناسند... شجاعت ، جسارت و متانت اخلاقي از جمله صفاتي است كه زنان بايد دارا باشند . ............ ...... بياييم تا با كنار گذاشتن همه تبعيضات جنسيتي ، قومي ، مذهبي و... به دور از هر تعصبي كه به راستي خانماسوز هستند و نمود و اثر آنها در جاي جاي زندگي بشري قابل مشاهده است دست به دست هم ، و به دور از هر مسئله يي نخست جايگاه خود را بيابيم يعني بدانيم كه كيستيم و چه ميخواهيم و سپس حركت و تلاش كنيم تا جامعه بشري را از باتلاقي برهانيم كه به سمت نابودي و ويراني ميرود... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
اين زنان بودند كه اولين فرمان آزادي را در سند الهي بر روي زمين خاكي امضاء فرمودند امضاي تو منم بتو اي هم رزم فروغ هستيها ، ترا سپاس فراوان دارم و از تو اميدهاي بسيار بدلساز كردم.زيراك طلوع ترا در جهان امروز بفال نيك گرفتم و راز جهان را در تو جستم . ترا فراتر از خويشتن ميدانم و گهوارة جهان هستي را از آنسوي تا بدين سوي بفرمـان داوري و ژرفـاي دست تو سپردم. پـس ما را سامان ده و در دامنت پرتوئي از حقايق بگشا و راز انديشهات را بگو تا ما از فروغ بيكران تو راز هستي هستا را بپوئيم . تو خود بره گمكردگي، ناتواني و نابساماني فرزندانت آگاهي، درد ما از توست و درمان ما هم از توست. ترا دادار هستيبخش نعمتهاي فراوان ارزاني داشته، تو همه چيز داري ؛ زيبائي و مهر، عاطفه و دوستي، هستي، خرد و دانش، فروغ و آشتي و.. بالاخره راز نيكي. اينجاست كه ترا مسئول جهان كنوني ميخوانم و پرسشهاي بسيار در لانة فكرم از تو دارم. حجاب يك زن، حجابِ درون است و حجابِ درون، به بيداريِ وجود، حجابِ برون را راهگشا ميشود. بانوان در معنا اين هست كه بايد حفظ شوند و اين حفظ، يگانه در بيداري آنهاست. نمايش زيبائي از زن امروز، زن در جهان كنوني، رستاخيز زن، نهضت جديد زن، نهضت آزادي زن (آزادي واقعي زن) ، طلوع زن در صحنه فعاليتهاي اجتماعي، زن در عصر تحول، مسئوليت مادر بودن، مسئوليت پدر ساختن، نقش واقعي زن و چگونگي تحقق آن در دنياي آينده، تصور خود زن از نقش حقيقي خويش. و بالاخره ما ميخواهيم كامل باشيم، ما ميخواهيم در برابر حوادث و ناملايمات خندان باشيم و هنگام مرگ هم تبسمي بر لب داشته باشيم، ما نيروها و قوا خود را نظم و ترتيب ميدهيم و اميال خويش را همآهنگ ميسازيم با بينظميهايي كه وجود دارد ميجنگيم. اينست منطق ما، انديشة ما آيا همه نيروي استقامت و بردباري و فداكاري خويش را مديون نيروي شگرف حيات عاطفي و احساسات در جبهه خويش ميدانيم؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
نتيجه مبارزه چند ماه اخير مردم ،ضعف رژيم را ظاهر كرد و به آنها نشان داد كه حتي با وحشيانه ترين اقدامات ،قادر نخواهند بود كه از سيل قيام انقلابي مردم جان به در برند. همچنين به بخش اصلاح طلب رژيم نشان داد كه اقشار مردمي اگر به قدرت و نيروي خود در خيابانها پي ببرند ،به سرعت از خواسته هاي نا چير و قدرت طلبانه ي ايشان گذر كرده و به سمت سرنگوني كل رژيم حركت خواهند كرد. جناح هاي رژيم در اين مدت متوجه گشته اند كه در صورت تداوم شرايط كنوني ،ديگر باقي نخواهند ماند تا بخواهند بر سر سهمشان در اين كشور به رقابت بپردازند.منافع مشترك جناح هاي تشكيل دهنده ي رژيم ،در به ركود كشيدن قيام وحدت مردمي است. حمايت رسانه هاي غربي از جناح اصلاح طلب ، مانع شنيده شدن پيام بيدار باشِ حق طلبان و عدالت جويان شده است. و بسياري سبز پوشان هوادار اين جناح رژيم را، به نام (مردم ايران) تبليغ نمودند. ما ايرانيان هميشه در يك طرف رژيم سركوب گر را داشته ايم و در مقابل مردم ستمديده را . پس حالا كه شكاف و اختلاف بر سر قدرت شيطاني ، در رژيم جنايتكار آشكار گرديده و ميدانيم كه هر دو جناح جنايتكار بوده اند، مبارزه بين آزاديخواهان و تماميت رژيم ستمگر ادامه ميابد... قيام مردم ايران در حال مرگ زود رس مي باشد.اين همه مردم،اين همه شور،اين همه بيباكي ، ولي افسوس نه روش هاي حركتي روشن است و نه دورنما ! هيچ صحبتي از اينكه چطور ميتوان در اين نبرد پيروز شد، در ميان نيست، فقط اعتراض !! فقط اعلام اينكه ما رژيم را به رسميت نمي شناسيم. عموم مردم متوجه نيستند كه نيروي مبارزاتي و خواسته هايشان دارد محدود و مهار مي شود.فقط اقدامات سركوبگرانه و وحشيانه رژيم را ميبينندو به خشم مي آيند! آيا ميتوانند نقش كرخت كننده سياست ها و رهنمودهاي "نا رهبران رژيم" را ببينند؟ اينطوري نميشود جلو رفت ، بدون مطرح شدن دور نما و هدف روشن قيام تكامل پيدا نميكند. بدون مبارزه با سياستها و رهنمودهاي عوامفريبانه و مرتجعانه رژيم،نميتوان يك قطب قوي انقلابي و رهبري كننده از بين پيشرو ترين مبارزان خيزش مردمي بوجود آورد..اين مردم ،فكر و فلسفه و نقشه و استراتژي نياز دارند كه واقعا رهايي بخش باشد، نو باشد، بيان منافع راستينشان باشد. هر گاه ميدان خالي بوده است عربده كشان و قداره بندان، به چپاول و تجاوز پرداخته اند. امروز ميدام مبارزه " خالي از شناخت رهبري است " . اين ميدانِ خالي ،به حفره بزرگ و سياهي مي ماند كه ما را به گردابي نا مشخص رهنمون خواهد شد. بيدار شويد ! همرزمان ! كار به اين بزرگي بدون راهبري، آب در آسياب كوبيدن است! با يك رهبري مداوم و دم دهنده و پشتيباني كننده،كار در مدت كوناهي به سر انجام ميرسد. بسیاری از ما ایرانیان اهل قیام و تظاهراتیم تا مبارزه بنیادین و حساب شده. عواطف اجتماعی مان به آسانی تحریک میشود و بسیاری از ما را چشم و گوش بسته به هیجان و شورش وا میدارند. بدون اینکه قبلا بیاندیشیم ((چرا و برای کی و چی ؟)) زود می جوشیم ولی زود هم از جوش می افتیم. این است که در جریان اتفاقات تاریخی هول زده و سراسیمه عمل میکنیم. دعوای دو جناح رژیم ((بر سر لحاف ملاست)) همین و بس! رسوایی های درون رژیم باعث بیدار شدن مردم شد. دروغ و شایعات و توهم تولید شده در میان مردم تا زمانی کارآیی داشت که مردم در خواب بودند. اما حال که هنگام بیداری است .آنقدر واقعیات روشن و ملموس است که دیگر کسی خام نیست. ما مبارزه ميكنيم تا امواج خشم مردم را به منزلگاه حقيقت برسانيم... ما چه دختر و چه پسر برای موج سبز شما خون نمیدهیم. ما تغییری را دنبال میکنیم که صدایی به غیر از تعاریف شما را نمایندگی می کند. ما فرماندهايمان را در شب هاي مبارزه از زنان و مردان انتخاب ميكنيم. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
در شرایط امروز ایران، بی اعتمادی عمومی تا آنجاست که مجال نضج گرفتن هر نوع قوه راهبری کننده گرفته شده است که البته این خواست حکومت بوده و تلاشهای بسیاری می شود که از هر گونه پیوستگی و همبستگی و سربرآوردن اشخاص دارای نیروی رهبری جلوگیری کنند. دراین سالها هر چهره ای که به منظور رهبری مطرح شده به انحاء مختلف لوث گردیده است. اگر این افراد در تلویزیونها حاضر می شدند به صورت مضحکی چه بواسطه شیطنت های رژیم و چه به دلیل اشتباهات و ندانم کاری خود و دوستانشان یکی پس از دیگری خنثی شده اند. که متأسفانه هنوز این روند مضحک ادامه دارد. حکومت تخم نفرت می پراکند، مخالفین جعلی مسازد و بعد در برابر چشم ملت، نمایشی از افتضاح آنها برپا می کند. آنها هم که در درون می توانستند بالقوه رهبر باشند نظیر مرحوم فروهر از دم تیغ گذرانده شدند. امثال آقایان موسوی و کروبی و خاتمی و ... نیز نه قامتشان به اندازه ردای رهبری است و نه اصولاً همسو با مصالح و نیاز واقعی ملت ایران هستند. نیازی به گفتن نیست که هیچ یک از افرادی که تا کنون با ارائه چهره خود از سوی رسانه و احزاب پراکنده سیاسی چه مستقیماً پیشنهاد رهبری داده اند و چه به طور غیر مستقیم آمادگی خود را برای این امر اعلام داشته اند، در حد و اندازه این پیکار عظیم نیستند. این طرز تلقی نیز در رژیم وجود دارد که تا زمانی که اجازه نداده ایم مرکزیت رهبری شکل بگیرد، اولاً حرکتی جدی بوجود نخواهد آمد، ثانیاً اگر بر اثر فشار بیش از حد امواجی در اجتماع بوجود آید با هر درجه از قدرت، می توان آن را شدیداً سرکوب کرد با اطمینان از اینکه به دلیل خلأ رهبری دامنه دار نخواهد بود و فروکش خواهد نمود. روانشناسی اجتماعی مردم ایران امروز از پبچیدگی های منحصر بفردی برخوردار است که قابل مقایسه با هیچ ملت دیگر و حتی گذشته خود این ملت نیست. لذا طرح عباراتی نظیر دموکراسی طلبی، سکولاریزم، جدایی دین از سیاست، حقوق بشر، و نظایر آن نمی تواند چشمان خیره شده این مردم تحت القائات مختلف را از پرده جادوی این شیاطین به سمت دیگر کشانده و خونشان را به جوشش آورد. در چنین شرایطی چگونه می توان راهی برای رهبری مبارزات مردمی پیدا نمود؟ امری که تنها به یک معجزه می ماند! کسی می تواند رهبری قیام مردم ایران امروز را به عهده بگیرد که علاوه بر احراز شرایط و مختصات عادی یک رهبر، از ویژگیهای منحصر به فردی نیز برخوردار باشد که خاص شرایط پیچیده و بی سابقه امروز ایران است. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
بر این باورم که می بایست به موضوع «رهبری» ایران به عنوان اهم موضوعات بنگریم تا به عنوان مسئله ای هم سنگ با مقولات دیگر. به طور کلی هیچ کس با این نظر که هر حرکت جمعی نیازمند نوعی مرکزیت و محوریت رهبری است، نمی تواند موافق نباشد. درست است که ایده آل ما رسیدن به جامعه ای است که انسانها به آنچنان مرحله ای از رشد رسیده باشند که خود بتوانند رهبر خود باشند؛ اما رسیدن به این هدف نیز، نیازمند رهبریست. آیا می توان حرکتی در تاریخ را مثال زد که در آن مردم بدون نقطه راهبری به دستاوردی مطلوب رسیده باشند؟ البته منظورم از رهبری چیزی مثل حکومت کردن نیست بلکه به معنای راه درست را نشان دادن است. خاصه، شرایط امروز ایران که مردم در برابر موجودیتی قرار دارند که تنها دلیل بقای آن تا به امروز تبعیت هر چند ظاهری افرادش از مرکزیت رهبری آن است (ولی فقیه). با چنین حاکمیتی که هواخواهانش یا به رهبری آن ایمان دارند یا به ایمان به او تظاهر می کنند، جز با نیروی ایمان و باور به یک نیروی راهبری کننده و دَم دهنده نمی توان روبرو شد. منظورم این است که وقت تلف کردن است بگوییم جنبش و قیام مردمی نیازمند رهبری نیست. (شمشیر از آن جهت شکافنده است که نوک تیز و متمرکزی دارد). ممکن است ما ایرانیان در این 30 ساله احساس بدی نسبت به کلمه «رهبر» پیدا کرده باشیم اما این نباید دلیلی باشد که «اصل» راهبری مبارزات را نادیده بگیریم. بدون رهبری بزرگترین قیام ها (مثلاً 25 خرداد 88) نیز راه به جایی نمی برد و نیروی مردمی به تدریج نا امید و خسته می گردد. مسئله ای که به عنوان «رهبری افقی» طرح می گردد نباید این توهم را بوجود آورد که مردم رهبر نمی خواهند. همین شبکه تعاملات افقی را نیز باید مردم از مرکزیت واحدی بشنوند و بپذیرند تا کارآمد باشد. حتی اگر یک «فکر و اندیشه»، مناسب رهبری مردم باشد این طرز تفکر خود می بایست توسط مرکزیتی بیان و ارائه شود تا مورد پذیرش عموم واقع شود. یادآوری می کنم ملت ما در شرایط مردم فرانسه تحت اشغال آلمان نیستند که دشمن خود را بشناسند و بدانند چه می خواهند و هدفشان چیست. مردم ما را با نشر اندیشه باطل و فسیلی دچار چند دستگی و پاره پاره کرده اند به طوریکه پیکره مردم ایران در برابر نادانی و گمراهی عده ای از افراد خود قرار گرفته است که البته شمارشان هم کم نیست و بدون همراه کردن و آگاه نمودنشان نیز پیروزی میسر نیست. روشنفکران ما باید این نبوغ را در خود پیدا کنند که قدری از بدنه جامعه پیشی بگیرند و از ترس شکست، تا این اندازه پشت سر مردم قرار نداشته باشند و مرتباَ مردم را پیشگامان خود ندانند. اگر اینچنین است پس جامعه چه نیازی به روشنفکران دارد.(انسان بی باک ممکن است گاهی دچار اشتباه شود اما انسان ترسو همواره خطاکار است) اوضاع کنونی ایران یک شرایط استثنایی در طول تاریخ ملت هاست هیچ نسخه کهنه ای (گرجستانی، مخملی، نارنجی و سبز و...)، درمان آن نیست. دردی است بی نهایت بزرگ و درمانش آسان نیست. ولی آسان و به یک اشاره. تنها نبوغ شناخت و درک پیشرو اصحاب فکر ، نظر و رسانه می خواهد تا مردم را به سمت درست متوجه کنند. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
از مدت ها پیش که با یک مشتری دائمی کسب و کارم (...) با جرقه گفتگویی با حرکت " علم حق و عدالت " آشنا شدم،و در آغاز گفتگو شرط کرده بودم که فقط درباره انسان و انسانیت صحبت کنیم و حرفی از خدا و دین و این مسایل نباشد (چون یک نهیلیسم بودم و فقط معتقد به انسانیت بودم !!) - هر چند که از ابتدا تصویر درستی در ذهن نداشتم- نسبت به این موضوع کنجکاو شدم. که البته این پرسشگری تنها در محیط مجازی اینترنت محدود نبود.
اینترنت را که در مورد نام آقا پروفسور ابراهیم میرزایی جستجو می کنی هر چه بیشتر نشانه های ناپختگی و هیجانزدگی اغلب مردم برایت آشکار می گردد. در برابر موضوعی که در نگاه اول و بدون زحمت برایشان قابل درک نباشد شروع می کنند به مسخره بازی و اهانت. البته اینها همه مردم ایران نیستند اما درد همین جاست و «حقیقت» همان نیرویی است که این دردها را آشکار می کند. منظورم این است که آن کسی که می آید خوشایند طبع مردم بیمار حرف می زند و هندوانه زیر بغلشان می گذارد که شما بهترین ملت هستید و کارتان درست است و همینطور که هستید بمانید و خود را نوکر آنها می خواند و از پیامبران و ائمه در کلام خود مایه می گذارد تا دو روز بیشتر این مردم را فریب دهد، چون رگ خواب مردم را فهمیده می تواند بر این مردم حکومت کند. اما مصلحی که می خواهد مردم را به معنای درست کلمه راهبری و هدایت کند می بایست نه رگ خواب بلکه طریق بیداری را در مردم طی نماید که البته بیداری از خواب غفلت هم بسیار سخت است. مشکل مردم این است که به نام خدا و کلمه ای که به آن ایمان دارند مورد فریب واقع شده اند و باید این معمای بزرگ برایشان قابل درک گردد تا دیگر مسائل بتواند حل شود. مسئله خدا دیر زمانی است که سوال انسان بوده حال وقت آن است که خود انسان سوال باشد. کیست انسان؟ در اندیشه راهبر اینگونه درک کردم که به مثال همه چرخه های طبیعی در عالم که انسان نیز بخشی از آن است، هر گونه ای و هر بخشی دارای سیکلی از حیات است مثلاً هر میوه ای مراتب خلقت خود را از دانه تا میوه طی مینماید. به چرخه کل این میوه که نگاه کنی می بینی که اجزای بسیار زیاد و متفاوتی دارد) شاخه و ساقه و برگ و رگ وریشه و...) اما نهایتاً نتیجه کارکرد همه اینها منتظر رسیدن میوه است و میوه کلید گشایش و جاودانگی این چرخه است چرا ؟ چون که تنها بخشی از این مجموعه است که کل چرخه را در خود دارد و این بواسطه وجود هسته در میان است. یعنی این میوه از دو بخش است که بخش پوسته و گوشت آن چیزی است مثل ظاهر دیگر اجزاء آن درخت اما هسته درون آن که چیزی بی همتایی است همان چیزی است که قابلیت تبدیل و برگشت به کل و دوباره درخت شدن را دارد. حال برادر و خواهر من در این چرخه کل و درخت هستی میوه و هسته را بیاب. و این را در کنار حکم " انا لله و انا الیه راجعون" قرار ده. راهبر تو را به خود می خواند خود رادریاب که " گر به خود آیی به خدایی رسی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
پیچیدگی اوضاع کنونی ایران تا آنجاست که نادرستی و شکست تحلیل های سیاسی را به سرعت آشکار می سازد. گویی که دیگر هیچ اسلوب شناخته شده در مکتبهای سیاسی نمی تواند این وضعیت را تشریح نموده و توضیح دهد.
هر کس با تعصب به بیان نظرات خود می پردازد بدون آنکه کوشش گردد اندکی از بالاتر به قضایا نگاه شود. و در میان اهل نظر و بیان این نبوغ دیده نمی شود که بتواند تصویر درستی از آینده این سرزمین به دست دهد. تحلیلها و قضاوتها، واکنشی بوده و برای مدت کوتاهی اعتبار دارند. متأسفانه روشنفکران!! (منظور کسانی است که در جامعه ما به آنها این کلمه اطلاق میشود. حال بجا یا نا بجا) به جای آنکه بتوانند راه روشنی فراروی مردم قرار داده و جامعه را به سمت درستی سوق دهند، با تأثیر پذیری از عامه به سرعت تغییر مسیر داده و به شکلی هیجانی با حوادث و قضایا برخورد نموده و آنچه را بیان می نماید که بیشتر خوشایند مذاق روزانه مردم است تا نشان دادن راهی برای دستیابی مدام و پویا به اهدافی معلوم. سخن کوتاه می کنم و همین قدر می گویم که اهل نظر ایران در خواب است و به تبع آن جامعه ایران. چرا که برترین نیروهای خود را نمی شناسد و انرژی خود را تحلیل می برد. هر جمع و ملتی آن زمان به سمت صلاح و رستگاری خواهد رفت که سکان هدایتش در دست بهترین افرادش باشد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| آقا ابراهیم میرزایی راهبر |
.
. . . خلقتِ پَسْ و جهانِ كهنهها در نظام قالب گرفته خود سِير ميكند. پديدة نوظهور را به خون ميكشد. و بعد كاخِ ستايشها ميسازد، بر سر عيسي تاجِ خار ميگذارند و كليساهاي مجلل ميسازند. چندين نسل بشري بايد به دنيا بيايد، چندين هزار سال ديگر با هزاران نسل بايد بگذرد. كنون زمان آن رسيده كه هستيِ آگاه ولي بيبيان، نيازِ واقعي خويش را به بشر باز شناسد و اين نياز، فرمان است، آنچه بشر تحت عنوان مَهدي، خدا، عيسي وديگر ظهورات ميخواهد، نيازِ عالم مادي است و هر كس اين ظهور را بنا به خواست و نياز خويش ميطلبد و تاكنون بشري نتوانسته حتي كلامي از جهان ماوراء و يا خلقت ميرِنَر به زبان آورد. مَهدي، رمز عالم ماده است. خدا، شكل كمال يافتة عالمِ ماده و صورت هستي در قالب يك ملكه است. كلّ تجربة خلقت آماده شده در بايگاني اين سياره موجود است. كنون در برگردان عالم هستي كه آخرينها اولينها هستند، تمامي پيامبران و تمامي هستي موجود ميباشد و چندين بار وعدةالهي مبني بر پايانِ خلقت به بشر نشان داده شد كه بيابيد مالكِ آسمانها و زمين را و از نعمات هستي تنها براي ارتقاء و خودآئي بهره گيريد و به شهر توآ وارد گرديد. . . و همگان بصورتي نباتي با عادات خويش با هستي مرتبطاند. لزوم زايِش خلقتي مجدد ابتدا ميرش است و جهان در فشار اين زايش ديگ هستي را جوشانيده و به عصاره ميرساند و بدين ترتيب فَرَجِ جهان آغاز ميگردد. خسته از اعمال و گفتار و تكراري جنونآميز.... . . . . . . . . . . . . . . هموطناني كه استعداد خدمت دارند و مي توانند در راه حق و عدالت خدمتگذار باشند. تاكيدا براي پخش اعلاميه ها و اطلاعيه هاي سازمان علم حق و عدالت ،در مواقع مناسب و با حفظ امنيت اقدام بفرمايند... تدابير و برنامه ريزي هدايت و تمركز مردم در زمان فروپاشي رژيم شيطاني، اعلان خواهد گرديد |
| پیوندهای روزانه |
|
نرم افزار ف ی ل ت ر شکن وب سایت نظرات مردمی سازمان علم حق و عدالت آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|